پرسش و پاسخ کتاب 9
پرسش و پاسخی دیگر برگرفته از جلسات پرسش و پاسخ دانشجویی درباره کتاب و
کتابخوانی با حضور و پاسخگویی استاد محمد حسین ملک زاده:
جایزه نوبل ادبی
– پرسش کتبی یکی از دانشجویان:
چرا تا به حال هیچ کدام از نویسندگان ما – که شما اینقدر با آب و تاب از آنها نام میبرید – برندۀ نوبل ادبی نشدهاند آیا همین موضوع، به خوبی نشان نمیدهد که ما در ادبیات امروز جهان هیچ جایگاهی نداریم؟
– پاسخ :
در صورتی که منظورتان از ادبیات امروز جهان، تنها داستان، رمان و نمایشنامه باشد روشن است که برخی کشورها به میزان قابل توجهی از ما جلوتر هستند. اما این بدان معنا نیست که ما هیچ جایگاهی نداشته یا جایگاه بسیار پایینی داشتهباشیم.
جایزه نوبل ادبی هم یک ملاک دقیق و کامل به شمار نمیآید. البته شکی در این نیست که جایزه نوبل، در میان جوایز ادبی دنیا، مهمترین و افتخارآمیزترین جایزه به حساب میآید اما گرفتن این جایزه، یک ملازمه صددرصدی با قوّت نویسنده و آثار وی ندارد.
متأسفانه از همان آغازی که بنابر وصیت یک شیمیدان سوئدی – [ آلفرد برنهارد نوبل(1833 - 1896م) ] – که مخترع دینامیت و صاحب یک کارخانه اسلحهسازی بود جایزه نوبل، پایهگذاری شد همیشه مؤلفههای مختلف غیر علمی، غیر فنی و غیر کارشناسی همچون اغراض سیاستمداران در برجستهسازی یا از آنطرف نادیدهانگاری یک شخص یا یک جریان یا یک قوم و کشور و مسائلی از این قبیل، نقش پررنگی در اعطا یا عدم اعطای نوبل داشتهاند.
نمیخواهم وارد بحثهای سیاسی شوم ولی مگر میتوان از اعطای شرمآور جایزه صلح نوبل به جنایتکاران، جنگافروزان و صلحستیزان صهیونیستی همچون مناخیم بگین، اسحاق رابین و شیمون پرز، که لکه سیاه و داغ ننگی بر پیشانی این جایزه جهانی است چشمپوشی کرد. و شاید همین امور بودهاست که سبب شده تعدادی از مطرحترین برندگان جایزه نوبل در رشتههای مختلف از دریافت جایزهشان خودداری نمایند.
در حوزه ادبیات هم وضع به همین منوال است یعنی گاهی چه بسا افرادی نهچندان لایق، این جایزه را میگیرند اما افرادی که همه مردم جهان در برابر توانایی ادبی آنها و آثار بزرگشان، سر تعظیم فرود آوردهاند مشمول دریافت آن نمیشوند.
از جمله معروفترین و مهمترین نویسندگان دنیا که به آنها جایزه نوبل ادبی دادهنشدهاست میتوان به تولستوی [ Leon Tolstoy ]، چخوف [ Antovan Chekhof ]، برشت [ Bertold Bresht ]، ایبسون [ Henric Ibsson ]، مارک تواین [ Marc Towin ] و دهها نویسنده بزرگ و مشهور جهانی دیگر اشاره کرد.
حالا که سخن به اینجا رسید بیمناسبت نیست یادی هم از جورج برنارد شاو [George Bernard Shaw ] بکنیم. قاعدتاً همه شما نام او را شنیدهاید. او یک نویسنده ایرلندی و البته ساکن لندن بودهاست و شهرتش به خاطر نمایشنامههای فراوانی است که نوشته و در آنها در قالب طنز به بررسی معضلات اجتماعی پرداختهاست. برنارد شاو با نگارش نمایشنامهای که در فارسی به نام «دخترک گلفروش» ترجمه شده – و بنده هم به نشانه آنکه آرامآرام دارم پیر میشوم، اسم اصلی آن را فراموش کردهام [پیگمالیون] – در اتفاقی بینظیر، همزمان، هم برنده جایزه اسکار شد و هم برنده جایزه نوبلِ ادبیات؛ اما نه تنها جایزه نوبل را نپذیرفت بلکه با همان بیان طنز آلود – و البته در اینجا به شدّت تمسخرآمیزش – درباره نوبل – بنیانگذار جایزه نوبل – گفت: من میتوانم نوبل را به خاطر اختراع دینامیت ببخشم ولی تنها یک دیو خبیث در قالب انسان میتواند جایزه نوبل را اختراع کردهباشد!.
بگذریم، خلاصه آنکه نویسندگان ما علیرغم تمامی شایستگیهایی که دارند هنوز راه زیادی را باید طی کنند تا به غولهای جهانی در عرصه ادبیات داستانی، رماننویسی، نمایشنامهنویسی، فیلمنامهنویسی و غیره برسند، اما اذعان به این حقیقت به هیچروی به دلیل انتخابنشدنشان برای دریافت جایزه نوبل نیست بلکه مقایسه آثار آنان با آثار برتر دنیا ما را به این حقیقت، واقف میسازد.
