ایــجــاد روحــیــه کــتــابــخــوانــی

اگر کسی اهل مطالعه نباشد با بُن کتاب و این جور چیزها کتابخوان نمی شود . چون بُن کتاب هم که به او بدهی ، حاضر است به هر زحمتی که شده آن بن را - و لو با نصف ارزش مالی آن - به پول نقد تبدیل کند ولی کتاب نخرد .

حتی خود کتاب را هم که به او هدیه کنی یا آن را به یک گوشه ای - حتی الامکان دور از چشم - پرتاب می کند و اصلا از آن بهره ای نمی برد و یا اگر هم آن را مورد استفاده قرار دهد هر استفاده ای از آن می کند جز خواندن .

مثلا از کتاب به عنوان مگس کش ، زیر قابلمه ای ، پایۀ میز و یا حتی بالش بهره می برد ( به قول مولوی : گر چه مقصود از کتاب آن فن بوَد / گر تو اَش بالش کنی هم می شود ) ولی رغبتی به مطالعۀ آن ندارد .

پس باید با کارهای حساب شدۀ فرهنگی ، آموزشی و پرورشی ، روحیه کتابخوانی و عادت به مطالعه را در افراد جامعه ایجاد نمود.

نــقــش کــتــاب در زنــدگــی مــا

دو کلمه حرف کتابکتابخوانی یعنی با کتاب ، انس و الفت برقرار کردن  ،

یعنی با کتاب ، زندگی کردن ،یعنی با روح و روان و همۀ وجود خود با یک اثر مواجه شدن .

ممکن است بگویید کتاب و اثری که شایستۀ چنین دلباختگی و ارج نهادنی باشد بسیار اندک است ، می پذیریم ؛ اما سؤال اینجا است که همین آثار به قول شما اندک ، چند ساعت از وقت گرانبهای ما را به خود اختصاص می دهد ؟!

تعارف را کنار بگذاریم ، واقعاً ما چه نسبتی با کتاب داریم ؟ کتاب چه نقشی در زندگی روزمرۀ ما و در تصمیم گیریها ، هدف گذاریها و صورت و محتوای اقدامات ما ایفا می کند ؟   

مــطــالــعــه و انــدیــشــه

اندیشه ای که ریشه در مطالعه نداشته باشد

بیشتر میوه هایش – اگر نگوییم همه – اضغاث احلام است و خیالبافی .

 مطالعه ای هم که با اندیشیدن همراه نباشد و به رشد آن نینجامد ، عقیم است و بی ثمر .

همچنان که ایمان ، عمل زاست و عمل ، ایمان افزا ،

 تا اندیشه و پرسشی نیز نباشد مطالعه ای شکل نمی گیرد

و از آن سو ، تا مطالعه نباشد اندیشه ، نضج و تکامل نمی یابد .

برگرفته از کتاب  "دو کلمه حرف کتاب " 

مــعــروفــی بــه نــام کــتــاب

امر به معروف و فراخوان به سوی نیکی ها بر همگان واجب است 

و بدون تردید امر به کتابخوانی و خواندن کتاب های سودمند

 یکی از مصادیق بارز امر به معروف می باشد.

امید آنکه اندکی به این واجب الهی عمل کنیم .