پرسش و پاسخ کتاب 5

ادامه جلسه پرسش و پاسخ درباره کتاب و کتابخوانی، با حضور استاد ملک زاده

و ادامه پاسخ به پرسش هایی درباره شاعران و فارسی سُرایان امروز :

ناشاعرانِ صاحب دیوان!

... ولکن این حقیقت را هم نمی توان کتمان کرد که در کنار شعرای حقیقی، افراد زیادی هم هستند که فقط دوست دارند شاعر باشند امّا نه از ذوق، قریحه و استعداد شعرگویی و نه از دانش و فنّ این کار بهره ای برده اند. همچنین از هوش لازم  هم برخوردار نیستند در حالی که هنرمندان باید نسبتاً از هوش بالایی هم بهره مند باشند. ولی مع الاسف چیزهایی می بافند و سر هم می کنند؛ بعد هم همان بافته ها را چاپ می کنند و می شوند شاعران صاحب دیوان!

مدت ها قبل ناشری که در حال چاپ یکی از نوشته های پریشان این جانب بود، پس از حروفچینی و صفحه آرایی، یک نسخه از کتاب را برایم فرستاد تا اگر تغییر و ویرایشی مدّ نظرم است در آن اِعمال کنم – واقعاً ناشرین از دست من به عذابند، چون تا لحظۀ آخر و حتی تا دَم درِ چاپخانه در حال بالا و پایین کردن مطالب هستم – شاید چون می دانست که بنده به افراط و اسراف در مصرف هر چیز به ویژه کاغذ حسّاسیت زیادی نشان می دهم کتاب را بر روی کاغذهای نو و پشت سفید، پرینت نگرفته بود بلکه آن طرف کاغذها هم پرینت اولیۀ یک کتاب دیگر بود که قبلاً آن را غلط گیری کرده بودند. وقتی می خواستم کتاب را بازخوانی کنم نگاهم به پشت یکی از صفحات افتاد، دیدم یک شعر، تایپ شده است. پشت بقیه کاغذها را هم نگاه کردم دیدم مجموعاً یک کتاب شعر است. از علاقه ای که به شعر دارم ناخودآگاه شروع به خواندن کردم. چشمتان روز بد نبیند؛ سخیف ترین، مبتذل ترین، ضعیف ترین، بی معناترین و تعداد زیاد دیگری از همین ترین ها را یک آدم بی ذوق و استعداد که حتی بویی از شعر و شاعری نبرده بود سر هم کرده و می خواست به عنوان کتاب شعر، آن هم کتاب شعر عاشقانه! منتشر کند.

دیگر نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. یک سر به سراغ ناشر رفتم و با ناراحتی به او گفتم: «آخر این چیست که شما چاپ می کنید؟» گفت: «فلانی! از خدا که پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد من برای گرداندن این مرکز نشر و تأمین دستمزد  کارمندهایی که این جا کار می کنند نیاز به پول دارم. تعدادی جوان هم پیدا شده اند که راستی راستی فکر می کنند شاعران بزرگی هستند و فقط در حقشان ظلم شده که مشهور نشده اند و هیچ کس آنها را نمی شناسد! حالا هم از عشق شهرت و این که به نام شاعر مطرح شوند این ...شان را با حق النشر خوبی به من داده اند که چاپ کنم ...».

این را گفتم که صرفاً تذکّری داده باشم و گرنه إن شاءالله هیچ کدام از شما از این قبیل نیستید. البته این را هم اضافه کنم که پاسخی که به سؤال این عزیزمان داده شد و تأکیدی که بر خواندن شعرهای خوب داشتم فقط مخصوص علاقمندان به شاعر شدن نیست و لازم نیست حتماً کسی بخواهد شاعر شود که کتاب شعر بخواند بلکه همه به شعر خواندن، نیازمندیم؛ بله، نیاز داریم! که توضیح این بماند برای فرصت و مجالی دیگر؛ البته از همان مجال ها و فرصت های دیگری که معمولاً هیچ گاه پیش نمی آید!                

پرسش و پاسخ کتاب 4

ادامه جلسه پرسش و پاسخ درباره کتاب و کتابخوانی، با حضور استاد ملک زاده : 

شاعرانِ افغان، تاجیک و ...

... تا یادم نرفته این را هم بگویم که اشعار شعرای افغانی را هم بخوانید. بعضی از شاعران افغان، شعرهای فوق العاده زیبا، با مضامین بکر و بدیعی می سرایند.

– پرسش یکی دیگر از دانشجویان (شفاهی):

شاعران تاجیکستان چطور؟

– پاسخ:

از شعر معاصر تاجیکان، اگر فقط کتاب «روح رخش» که گلچین اشعار زیبای استاد لایق شیرعلی، شاعر پُرآوازه و تأثیرگذار تاجیک است و در ایران به چاپ رسیده، در اختیار بود کافی بود برای تحسین توأم با شگفتی از این که چطور این قوم در زیر سخت ترین فشارهای فرهنگی، سیاسی و نظامی روس ها و کمونیست ها توانسته اند زبان و ادبیات نیاکان خویش را به این خوبی و کمال حفظ کنند اما خوشبختانه علاوه بر لایق شیرعلی که در سال 2000 مسیحی و در سن 59 سالگی درگذشته، گزیده اشعار چندین شاعر از شعرای معاصر تاجیک همچون گلرخسار و دیگران نیز در ایران به چاپ رسیده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است. حتماً می دانید که رودکی – پدر شعر فارسی و معروف به آدم الشعرا – هم اهل همین منطقه تاجیکستان بوده که البته آن زمان جزئی از سرزمین ایران به شمار می رفته است. برای به دست آوردن آگاهی هایی درباره شعر امروز تاجیک ها می توانید به کتاب «چشم انداز شعر امروز تاجیکستان» نوشته استاد مسلّم پهنه تاجیک شناسی و تاجیک پژوهی در ایران، آقای دکتر علی اصغر شعردوست مراجعه نمایید.

افزون بر افغان ها که شاعران چیره دست و نوپرداز فراوانی دارند و عده زیادی از آنها هم در ایران ساکن می باشند و همین طور افزون بر تاجیکان، شاعران فارسی سرا در ازبکستان هم داریم و ... .

به هر حال خدا را شکر در قلمرو شعر و ادب فارسی و در حوزه فرهنگی و تمدنی ایران که به لحاظ جغرافیایی به مراتب از کشور ایران کنونی پهناورتر است، شاعر خوب و قوی، فراوان داریم ... 

پرسش و پاسخ کتاب 3

ادامه جلسه پرسش و پاسخ درباره کتاب و کتابخوانی

و ادامه پرسش درباره شاعران امروز ایران:

شاعران امروز ایران ۲

– سخن شفاهی یکی از دانشجویان :

استاد! مهرداد اوستا! مهرداد اوستا را نگفتید!

– پاسخ:

بله، خدا ایشان را رحمت کند. مرحوم استاد مهرداد اَوستا، مرحوم استاد محمد حسین بهجت تبریزی، شهریار شعر معاصر ایران، دکتر طاهره صفارزاده، مرحوم حجت الاسلام محمد حسین بهجتی (شفق)، استاد محمود شاهرخی، استاد حمید سبزواری، استاد مشفق کاشانی، استاد شفيعی كدكنی خراسانی (م.سرشک)، استاد سید علی موسوی گرمارودی، ایشان شخصیت صاحب دانشی است که نویسندگی هم می کند، استاد حالت، آقای محمد علی مجاهدی (پروانه) از پیشکسوتان شعر قم، همچنین آقای دکتر حداد عادل که علاوه بر مسؤولیت های مختلف، شعر هم می سراید و ... و نه تنها این شخصیت ها بلکه خیلی از بزرگان و همین طور خیلی از به ظاهر کوچکانی! که شعرهای بزرگی می گویند را هم می توان به این فهرست افزود. ولی همان طور که اشاره شد اگر انتظار داشته باشید از همه یاد شود، بی مبالغه باید تا صبح اینجا بنشینید. اصلاً مسابقه « شاعر بیشتری نام ببر، جایزه بزرگ تری ببر! » یا امتحان هوش و حافظه بنده در زمینه شاعر شناسی که برگزار نکرده ایم. مقصود آن بود که نام چند شاعر – آن هم فقط برای نمونه – گفته شود که اگر کسی خواست شعری که حقیقتاً شعر باشد! بخواند شعر این چنین افرادی – و مسلماً نه فقط همین چند نفر که اسمشان به خاطرم آمد – را بخواند.

پرسش و پاسخ کتاب 2

ادامه متن پیاده شده از نوار جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ استاد ملک زاده

با موضوع کتاب و کتابخوانی:

شاعران امروز ایران۱

– پرسش کتبی یکی از دانشجویان :

گاهی در دوره دبیرستان، شعر می گفتم. توی دانشگاه هم برای دل خودم چیزهایی می گویم؛ آن چنان قوی نیست ولی بد هم نیست. با بعضی از اساتید ادبیات که مشورت کرده ام می گویند اگر بخواهی در شعر پیشرفت کنی باید تا می توانی شعر بخوانی، حالا از امروزی ها کدام را بخوانم؟ منظورم این است که شما خواندن آثار کدام یک از شاعران امروز ایران را برای شخصی مثل من بهتر می دانید؟

- پاسخ :

پیش از همه و صد البته پس از اشاره به تبلور لطافت شاعرانه، مرحوم سهراب سپهری، می خواهم از سراینده «گنجشک و جبرئیل»، مرحوم سید حسن حسینی، همو که در کتاب «نخستین نوشداروی طرح ژنریک» با تعریضی به مراکز تعلیمات آکادمیک در عرصه شعر و ادبیات می گوید:

شاعری وارد دانشکده شد

دمِ در

ذوق خود را به نگهبانی داد!

و همچنین از شاعر در گذشته دیگرمان مرحوم قیصر امین پور، نام ببرم که هر دو از شاعران خوش قریحه، فاضل و متعهد انقلاب اسلامی بودند و اکنون جایشان بسیار خالی است ولی شعرهایشان دهان به دهان می چرخد و زمزمه می شود.

آخرین باری که این دو بزرگوار را در یک جا کنار هم ملاقات کردم در یک همایش شعر در تهران بود که بنده را هم به مناسبتی از قم دعوت کرده بودند که به آن جا بروم. پس از پایان همایش در نوبت صبح و پیش از آن که بخش دوم همایش در بعد از ظهر شروع شود فرصت مغتنمی بود تا خصوصی با هم باشیم و دربارۀ همه چیز، از شعر گرفته تا سیاست!، گفتگو کنیم. شاید چند هفته ای بیشتر از این ملاقات نگذشته بود که خبر درگذشت آقای حسن حسینی را شنیدم و بسیار متأثر شدم. بعد هم که قیصر امین پور ما را با خاطرات و مجموعه شعرهایش، به خصوص فرجامین اثرش به نام «دستور زبان عشق» تنها گذاشت و درگذشت؛ خدا رحمتشان کند.

اما شاعران دیگری که خوب است از آنها نام ببرم مانند مرحوم سلمان هراتی؛ شاعره گران قدر و پارسا، مرحومه سپیده کاشانی؛ مرحوم نصرالله مردانی، با آن غزل های حماسی اش و تخلّص گریزی اش و کتاب «ستیغ سخن» که نام دو هزار و پانصد شاعر از نخستین شاعران فارسی زبان تا نیما یوشیج و برخی دیگر را در قالب مثنوی آورده است؛ مصطفی رحماندوست، با اشعار نوستالژیکش که لابد از دوران تحصیل در مقطع ابتدایی به یادتان مانده، به خصوص شعر زیبایی که از زبان کتابِ بی زبان! سروده است و به گمانم همه شما آن را در خاطر دارید (من یار مهربانم / دانا و خوش زبانم ... با آنکه بی زبانم! )؛ حجت الاسلام جواد محدثی که یک وقتی باید مفصّلاً دربارۀ این وجود نازنین صحبت کنیم؛ جعفر ابراهیمی (شاهد)، ایشان قصه هم می نویسد؛ بیوک ملکی؛ ساعد باقری؛ احمد عزیزی با شعر یاس کبود و شطحیّاتش؛ استاد علی معلم دامغانی با آن اشعار سنگین و باشکوه و الفاظ و تعابیر غریبش؛ یوسفعلی میرشکاک؛ علی رضا قزوه با عشق علیه السلام؛ امیری اسفندقه؛ مصطفی محدثی خراسانی؛ شاعر جوان و متعهد، علی محمد مؤدب؛ زرویی نصرآباد با شعرهای طنز و نطنزش! و شعرای پر شمار دیگری که همه شان هم به لحاظ فنّ شاعری و صورت اشعارشان و هم به لحاظ محتوا، شعرهای بسیار زیبایی می سرایند و اگر بخواهم از همه نام ببرم – بر فرض که نام همه را بدانم و در خاطرم باشد – تا صبح باید بگویم. بحمدالله در مملکت گل و بلبل ما هر چه کم باشد شعر و شاعری زیاد است؛ خدا زیادترش کند!