پرسش و پاسخ کتاب 6
ادامه جلسه پرسش و پاسخ درباره کتاب و کتابخوانی، با حضور استاد ملک زاده :
نویسندگان امروز ایران در حوزه ادبیات داستانی
– پرسش شفاهی یکی از دانشجویان:
فقط شاعرها را نگویید، از نویسنده های جدید داستان و رمان هم نام ببرید.
– پاسخ:
گمان می کنم منظورتان از نویسنده های جدید، نویسنده های چند دهۀ اخیر است، نه صرفاً نویسنده هایی که از همین دو – سه سال پیش به این طرف آثاری عرضه کرده اند.با این فرض، می توانم برای نام بردن از قصه نویسان و رمان نویسان امروز ایران، از آقای محمد رضا سرشار، معروف به رضا رهگذر شروع کنم.
اوّل باری که با وی ملاقات کردم، سنّ کمی داشتم. برخی آثارش را دیده بودم ولی خودش را نه!. یکی از نزدیکان، یکی از کتاب های داستان خودش را با نام «سفری به دنیای سبز» به من داده بود که چون در تهران بودم و احتمالاً بی کار! برای آقای رهگذر ببرم. او را در دفتر مجله سوره نوجوان یافتم. وقتی با من سخن می گفت آن چه بیش از هر چیز نظرم را به خودش جلب کرده بود – گذشته از برخورد بسیار محترمانه و مؤدّبانه اش با یک غریبۀ کم سنّ و سالی چون من – صدایش بود که طنین خاصی داشت و انگاری از دوردست های تاریخ آمده و به من رسیده بود و اکنون داشت در گوشم می پیچید. همان صدایی که به حکایت ها و قصه های ظهر جمعه رادیو هم حال و هوای دیگری می بخشید و آن حکایت ها را شنیدنی تر می کرد. همین ملاقات سبب شد به خواندن آثارش، علاقه بیشتری نشان دهم و ...؛ بگذریم.
از دیگر نویسندگان حال حاضر کشورمان می توانم این عزیزان را نام ببرم:
استاد محمود حکیمی، که جزو پیشکسوتان عرصه بازنویسی حکایت های تاریخی و مذهبی هم به شمار می رود، هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده محبوب قصه های مجید، حسین فتاحی، محمد میرکیانی، قاسمعلی فراست، حسن احمدی، که چند سالی در یک ماهنامه، توفیق همکاری با این نویسنده عزیز و دوست داشتنی را داشتم. البته ایشان، سردبیر بود و من هم یک نویسنده و روزنامه نگار مبتدی و کم سنّ و سال!، امیرحسین فردی، سردبیر سختکوش و پرسابقه کیهان بچه ها، که نمی دانم چرا بیشتر با مسؤولیت های اجرایی و داوری هایش شناخته می شود تا داستان ها و رمان هایش؟!، محمود گلابدره ای، اکبر خلیلی، فریدون عموزاده خلیلی، محمد رضا بایرامی، ایشان هم در همان ماهنامه ای که اشاره کردم بود، خانم شکوه قاسم نیا، شاعر هم هست، محسن مؤمنی، ابراهیم حسن بیگی، علی مؤذنی، مهدی حجوانی، داود غفارزادگان، حمید گروگان و ... .
من که دیگر خسته شدم! باز هم بگویم؟ تازه می دانم این همه را که گفتم باز هم خیلی ها را جا انداخته ام و شما هم حتماً می خواهید یقه مرا بگیرید که چرا فلانی و فلانی را نگفتی؟ ... فقط اگر اجازه بفرمایید این یک نفر را هم اضافه کنم؛ در چند ساله اخیر یک جوان خوش استعدادی پیدا شده به نام رضا امیرخانی – نویسنده رمان «ارمیا»، «من او» و رمان ها و کتاب های دیگر – که هم خوب، رمان می نویسد و هم رمان های خوبی می نویسد! آثار او را بخرید و بخوانید چون افزون بر حظّی که خودتان می برید، این خودش یک نوع تشویق است برای این نویسندۀ جوان که با جدّیت بیشتری کارش را ادامه دهد و با استمداد از حضرت حق و البته به شرط فراموش نکردن اصول و آرمان ها، بتواند آثار بزرگ تری را به وجود آورد. البته تأکید خاصی روی شخص ایشان ندارم بلکه به طور کلی می گویم؛ چون به هر حال ما بیش از این ها به چنین رمان نویسانی که هم متعهد باشند و هم صاحب فن، نیاز داریم.
امّا از هر چه و هر کس که بگذریم، جلال چیز دیگر است! نمی دانم شما عزیزان، زنده یاد سید جلال آل احمد طالقانی – جلال آل قلم – را که در سال 1348 از دنیا رفته است نویسندۀ امروز می دانید یا نه؟ ولی او که به حق درباره اش گفته اند « در میقات، خسی بود و در ادبیات، کسی » یکی از چهره های ماندگار و تأثیرگذار در ادبیات معاصر ما است و نمی توان از ادبیات معاصر، سخن گفت و نام جلال را به میان نیاورد. از مطالعۀ آثار او – در زمینه های مختلف – غافل نشوید. اگر در پی قصۀ خوب ایرانی هم هستید مگر می توانید از شاهکارهای وی همچون « مدیر مدرسه » و دیگر قصه هایش، چشم پوشی کنید؟