اقتصاد اسلامی

پرسش کتبی یکی از دانشجویان:

یکی از دغدغه‌های من و دوستانم که از طرفی دانشجوی رشته اقتصاد هستیم و از طرف دیگر می‌خواهیم به دنبال آرمان‌های اسلامی و انقلابی خودمان هم باشیم، حرکت در مسیر جنبش نرم‌افزاری و تولید علوم اسلامی، و با توجه به رشته تحصیلی‌مان، حرکت به سمت تولید اقتصاد اسلامی است. البته می‌دانیم که رسیدن به تولید علم، یک هدف درازمدّت است و ما فاصله خیلی زیادی با آن داریم ولی این را به عنوان یک هدف عالی برای خودمان مشخّص کرده‌ایم تا ما هم همانند خیلی‌های دیگر گرفتار روزمرّگی نشویم و در پیچ و خم‌های مسیر تحصیل و زندگی، به بیراهه نرویم و در این سیستم معیوب و وارداتیِ آموزشی، هضم و جذب نشویم.

حتماً شما خودتان هم به خوبی خبر دارید که وقتی این مطالب و این دغدغه‌ها را با بعضی اساتید در دانشگاه در میان می‌گذاریم نه تنها جواب درستی به ما نمی‌دهند بلکه حتی بعضی از آنها ما را مسخره هم می‌کنند. به همین خاطر، آمدن شما به این‌جا برای ما یک روزنه امید، یک دریچه برای تنفّس هوای تازه و البته یک فرصت مغتنم است که برای مطالعه درباره اقتصاد اسلامی از شما راهنمایی بخواهیم. لذا اگر زحمتی نیست منابعی را از نویسندگان معتبر و صاحب نظر در این زمینه، معرفی فرمایید و در صورت امکان شماره تماس و ایمیلتان را هم به ما بدهید تا بعداً باز هم بتوانیم با شما در تماس باشیم و مشاوره بگیریم.

– پاسخ استاد ملک‌زاده:

در ابتدا ضمن آرزوی توفیقات روزافزون برای شما خواهران و برادران ایمانی و آرمانی! لازم است بگویم که وقتی سخن از اقتصاد اسلامی و دانشمندان آن و نویسندگان کتاب‌هایی درباره آن به میان می‌آید باید به این نکته عنایت داشته باشیم که گذشته از کسانی که اصلاً چنین عنوانی – اقتصاد اسلامی – و یا اساساً علم دینی را قبول ندارند و طبعاً از محل بحث ما نیز خارج می‌باشند، در میان قائلین به این مفهوم نیز طیف‌های فکری مختلف و دیدگاه‌های بسیار متفاوتی به چشم می‌خورند. که شاید اساسی‌ترین تفاوتِ دیدگاه، این باشد که برخی از بزرگان این پهنه، فقط به مکتب و نظام اقتصادی از منظر اسلام، قائل هستند و تحقّق «علم اقتصاد اسلامی» را ناممکن می‌دانند و در مقابل، برخی دیگر – به ویژه در دوره متأخّرتر – با استدلال‌هایی که مطرح می‌کنند امکان تحقّق علم اقتصاد اسلامی را نیز به اثبات می‌رسانند. حال با توجه به این نکته‌ای که به جهت محدودیت مجال برای شرح و بسط شایستۀ آن، دربسته و سربسته خدمتتان عرض شد، کتاب‌هایی را برایتان نام می‌برم که از پژوهشگران و صاحب‌نظرانی از هر دو طیف می‌باشند.

فضل سبقت و سبقت فضل شهید صدر در عرصه اقتصاد اسلامی

در زمینه اقتصاد اسلامی، شخصی که گوی سبقت را از سایرین ربوده، این مسیر را افتتاح نموده، و افزون بر نخستین نفر بودن، بهترین اثر را هم در این ساحت، تألیف کرده است اندیشمند بزرگ اسلامی، آیت الله صدر است. به اصطلاح طلبگیِ ما ایشان هم فضلِ سبقت دارد و هم سبقتِ فضل. یعنی هم اولین دانشمندی است که این بحث – مذهب و نظام اقتصادی اسلام – را مطرح کرده و به تألیف در آورده است و هم قوی‌ترین کار – حتی تا این زمان – متعلّق به او می‌باشد.

دو کتاب از امام موسی صدر درباره اقتصاد اسلامی

– پرسش شفاهی یکی از دانشجویان:

امام موسی صدر را می‌گویید؟

– پاسخ استاد ملک‌زاده:

نه، منظورم ایشان نیست. منظورم آیت الله شهید سید محمد باقر صدر است که در حوزه علمیه نجف بود و به دست دیکتاتور خون‌آشام عراق – صدام عَفلَقی – به شهادت رسید. البته این دو بزرگوار – شهید سید محمد باقر صدر و سید موسی صدر – با هم نسبت فامیلی دارند.

حالا که به امام موسی صدر اشاره کردید بگذارید این را بگویم که ایشان هم نوشته‌هایی با موضوع اقتصاد اسلامی دارد. احتمالاً دو کتاب باشد. یعنی بنده دو کتاب از ایشان در این زمینه در اختیار دارم و مطالعه کرده‌ام؛ یکی به نام «اقتصاد در مکتب اسلام» و دیگری که هم جنبه اجتماعی دارد و هم تا حدودی به این موضوع – اقتصاد اسلامی – نزدیک است، «اسلام و مشکل اختلاف طبقاتی» است. ظاهراً هر دوی این‌ها مقالاتی بوده که امام موسی صدر در زمانی که هنوز در ایران بوده و به لبنان هجرت نکرده بوده است، نوشته و در مجلات حوزویِ آن زمان در قم [مجله مکتب اسلام و مجله مکتب تشیّع] منتشر کرده است.

این‌جا خوب است از نویسنده ارجمند، حجت الاسلام و المسلمین آقای علی حجتی کرمانی هم یادی بکنیم. چرا که کتاب اقتصاد در مکتب اسلام، با مقدمه و پاورقی‌های وی و کتاب دومی (اسلام و مشکل اختلاف طبقاتی) هم با مقدمه ایشان البته بدون پاورقی، به چاپ رسیده است.

تجربه لبنان در اوّلین سفر

... نخستین دفعه‌ای که لبنان رفتم، اقامتم کمی طولانی شد. حدوداً بیست سالم بود؛ جوان‌تر بودم و بانشاط‌تر و پرشورتر. همه جا می‌رفتم و با شخصیت‌های مختلف علمی، فکری، فرهنگی، ادبی، هنری، مذهبی و سیاسی و بعضی از اعضای جناح‌ها، احزاب و گروه‌های گوناگون ارتباط برقرار می‌کردم و از آراء و اندیشه‌هایشان اطلاع می‌یافتم. برخی از آنها لبنانی هم نبودند، عراقی بودند، مصری بودند، اروپایی بودند و از نقاط دیگر؛ برایم فرقی نمی‌کرد؛ فقط مهم این بود که حرف شنیدنی و دیدگاه قابل تأمّلی داشته باشند. پس از آشنایی‌های اولیه که چه بسا خیلی اتفاقی هم به وجود می‌آمد، آنها مرا به دفتر کار یا حتی منزلشان دعوت می‌کردند. گاهی هم که رابطه دوستانه‌تری برقرار می‌شد به مهمانی‌ها و حتی عروسیِ نزدیکانشان هم دعوتم می‌کردند که اگر شرایطش با حدود شرعی سازگار بود، بی‌درنگ می‌پذیرفتم و در هر جای لبنان که بود خودم را می‌رساندم.

دیدار از کتاب‌فروشی‌ها و انتشاراتی‌ها هم که جای خود را داشت چون هر چه نباشد بیروت علاوه بر آن‌که پایتخت لبنان است، پایتخت انتشار کتاب در جهان عرب نیز هست و مراکز نشر و کتاب‌فروشی‌های بسیار زیادی دارد. خلاصه، تمام ساعاتم پُر بود.

یادی از استاد سید محمد حسین فضل الله

در این بین، از برنامه حوزویِ خودم هم غافل نبودم و در درس علمای آن دیار، همچون آیت الله سید محمد حسین فضل الله هم، که انصافاً آدم خوش‌فکر، خوش‌برخورد و سیاست‌مداری است و نسبت به من هم خیلی لطف و محبت داشت، شرکت می‌کردم. گاهی دو ساعت به من وقت خصوصی می‌داد تا با او بحث کنم، آن هم یک بحث طلبگیِ چالشی. تصورش را بکنید یک جوان نورسیده و ناپخته با یک عالم سالخورده که از مراجع تقلید شیعیان فراوانی، به ویژه لبنانی‌ها در سراسر دنیا بود و در عرصه جهانی به شدّت روی حرف‌ها و تحلیل‌های او درباره مسائل لبنان، فلسطین و اسرائیل، حساب می‌شد؛ آن وقت چنین شخصیتی با آن همه گرفتاری ریز و درشت، با بزرگواری می‌نشست و با دقت به إن‌قلت‌ها و اشکالات خُرد و کلان من گوش می‌داد و یک به یک پاسخ آنها را به صورتی مستدل و مفصّل و با بیانی زیبا و دلنشین مطرح می‌کرد.

گذشته از متن صحبت‌هایی که ردّ و بدل می‌شد و چه بسا گاهی گفته‌های وی به هیچ وجه مرا قانع نمی‌کرد و استدلال‌هایش به نظرم دچار ضعف مبنایی یا روبنایی بود و در مواردی، صُغرَویّاً و کُبرَویّاً به آنها اشکال می‌کردم، امّا نفْس چنین برخوردی از جانب علامه فضل الله، خیلی لذت‌بخش، روحیه‌پرور و درس‌آموز بود ... .

خاطرات امام موسی صدر در لبنان

از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان، بنده برای انجام فعالیت‌های علمی، فرهنگی و اسلامی، سفرهای زیادی به کشورهای گوناگون داشته‌ام ولی همیشه لبنان برایم یک چیز دیگر بوده است. در آن‌جا با تلاشی که به زعم خویش در راستای فرصت‌طلبیِ مثبت و مدیریت دقیق زمان داشتم و با پایین‌ترین میزان خواب و استراحت در شبانه‌روز، افزون بر انجام کارها و برنامه‌های مقرّر، و همین‌طور، فوق برنامه‌هایی که برای خودم در نظر می‌گرفتم، با علاقه زاید الوصفی، مطالب و خاطرات مربوط به امام موسی صدر را هم دنبال می‌کردم؛ چه در مجلس اعلای شیعیان، چه در برخورد با علما و رجال شاخص و چه در نشست و برخواست و معاشرت با افراد عادی که با ایشان حشر و نشر داشتند؛ در صور، در ضاحیۀ جنوبی بیروت و جاهای دیگر. خاطرات زیبا و آموزنده‌ای درباره ایشان شنیدم و احیاناً ثبت کردم که در این همه کتاب و مجموعه و یادنامه‌ای که درباره آقای صدر منتشر شده است ندیده‌ام.

– پرسش شفاهی یکی از دانشجویان:

این خاطرات را در جایی هم منتشر کرده‌اید که بخوانیمشان؟

– پاسخ استاد ملک‌زاده:

به صورت مکتوب، نه. ولی تعدادی از آنها را به شکل شفاهی در بعضی از جلسات و سخنرانی‌ها گفته‌ام. بگذریم به هر حال، افراد موثّقی نقل می‌کردند که آقا موسی صدر پس از استقرار در لبنان و تشکیل رسمی جنبش أمل، بحث‌هایی را هم در آن‌جا در باب اقتصاد اسلامی داشته است. البته من آن بحث‌ها را ندیده‌ام ولی قاعدتاً آنها هم ضبط شده و بعداً مکتوب و منتشر شده است که علاقمندان – به خصوص دانشجویان رشته اقتصاد که از قرار مسموع، حضور پررنگی هم در جلسه حاضر دارند – می‌توانند پی‌جویی و پی‌گیری کنند.

امام موسی صدر، نخستین طلبه دارای لیسانس اقتصاد

خُب ایشان علاوه بر تحصیلات حوزوی، فارغ التحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه تهران هم بود.

بد نیست بدانید آقا موسی صدر و دکتر بهشتی اولين طلاب حوزه علمیه قم بودند که به همراه هم برای تحصیل، وارد دانشگاه شدند. هر دو هم به دانشگاه تهران رفتند. البته شهید بهشتی در رشته معقول (فلسفه) مشغول شد و آقای صدر در رشته «حقوق در اقتصاد».

ظاهراً آن زمان رشته مستقلی به نام اقتصاد در دانشگاه تهران – بلکه در دانشگاه‌های ایران – وجود نداشته و لذا رشته تحصیلی ایشان هم حقوق در اقتصاد بوده است که به اصطلاح امروز می‌شود، رشته اقتصاد. بدین ترتیب بود که وقتی امام موسی صدر موفق به اخذ مدرک کارشناسی (لیسانس) شد، در حقیقت، نخستین طلبه‌ای بود که لیسانس اقتصاد داشت.

اگر دیکتاتور دیوانه لیبی – معمّر قذافی – آن جنایت هولناک را در حقّ امام موسی صدر و در حقّ مردم لبنان و ایران و حتی در حقّ کلّ جهان عرب و اسلام و به ویژه فلسطین و فلسطینی‌ها مرتکب نمی‌شد و اقدام به ربودن ایشان نمی‌کرد الآن چه بسا بخش قابل توجهی از رؤیاهای ما درباره وحدت جهان اسلام و حلّ قضیه فلسطین و آزادی قدس شریف، به واقعیّت پیوسته بود ... .

اقتصادنا، اثری جاودان در باب اقتصاد اسلامی

باز گردیم به صحبتمان درباره شهید سید محمد باقر صدر و آثار اقتصادی وی. اثر بی‌نظیر شهید صدر در این پهنه – اقتصاد اسلامی – ، کتاب «اقتصادُنا» است. جالب است به شما بگویم که این نابغۀ بزرگ جهان علم، این کتاب را در 28 سالگی منتشر کرده و طبیعتاً پیش از این سن، آن را نوشته بوده است. وی در این کتاب، ضمن نقد و بررسیِ اقتصاد مارکسیستی و کاپیتالیستی (سرمایه داری) به عنوان آخرین دستآوردهای بشر در عرصه اقتصاد، به معرفی نظام، مکتب و سیستم اقتصادی اسلام می‌پردازد و در حقیقت برای نخستین بار پس از گذشت بیش از هزار سال، موفق به کشف نظام اقتصادی اسلام می‌گردد.

انتشار این کتاب در زمان خود که خلأ شگرفی در سراسر جهان اسلام و عرب در زمینه ارائه یک اقتصاد بومی و مبتنی بر دیدگاه‌های دین مبین اسلام، به شکل آزار دهنده‌ای احساس می‌شد، سبب شهرت جهانی این طلبه جوان حوزه علمیه نجف اشرف گردید. و لذا از سراسر بلاد اسلامی و وطن توحیدی، همه نگاه‌ها به سوی او و اندیشه‌ها و آثارش معطوف شد و کار به قدری بالا گرفت که برخی از سران و حاکمان مسلمان برای نجات از سرسپردگی به اقتصاد غرب و شرق و رهایی از تئوری‌های اقتصاددانان لیبرال، مانند آدام اسمیت و یا کسانی مثل مارکس و امثال آنها، و برای بازگشت به سوی قوانین حیات‌بخش اسلام، کتاب اقتصادنا را اساس تدوین قوانین اقتصادی کشورشان قرار دادند.

در خور اشاره است که ایشان در این کتاب، در بخش تبیین و توضیح اقتصاد اسلامی، تنها بر اساس اجتهادات خود به بازنمایی اندیشه اقتصادی اسلام نمی‌پردازد بلکه برای صورت‌بندی نظامی که ترسیم می‌کند از فتاوا و دیدگاه‌های فقهی دیگر عالمان هم بهره می‌گیرد.

– پرسش شفاهی یکی از دانشجویان:

ما که عربی بلد نیستیم!. این کتاب به فارسی ترجمه نشده؟

– پاسخ استاد ملک‌زاده:

چرا، به فارسی هم ترجمه شده است. ولی بیش از این درباره ترجمه یا ترجمه‌های فارسی اقتصادنا نپرسید چون آنها را نخوانده‌ام! و اطلاعی از کمّ و کیف آنها ندارم. حالا یا خودتان همّت فرمایید و با عزمی جزم! و کوششی طاقت فرسا! در این مورد تحقیق کنید و یا چند وقت دیگر که من کمی سَرم خلوت‌تر شد با پیامک یادآوری کنید تا اطلاعات کتابشناختی درباره ترجمه‌های اقتصادنا را بیابم و در اختیارتان بگذارم؛ إن‌شاءالله.

ولی خودِ اقتصادنا چاپ‌های متعدّدی دارد؛ هم بیروتی و هم ایرانی. که از همه چاپ‌ها بهتر و پرفایده‌تر به ویژه برای فارسی‌زبانان، چاپ بوستان کتاب با تحقیق دفتر تبلیغات اسلامی، شعبه خراسان است که علاوه بر تصحیح و تحقیق کتاب، هم فهرست‌های راهنمای خوبی دارد و هم پاره‌ای از مهم‌ترین اصطلاحات و دانش‌واژگان به کار رفته در این کتاب را به دو زبان فارسی و عربی توضیح داده و افزون بر آن، یک لغت‌نامه عربی – فارسی هم برای کلمات اقتصادنا در انتهای کتاب آورده است.

بانک‌داری بدون ربا و اسلامی

امّا کتاب دیگری که شهید صدر در باب موضوعات اقتصادی تألیف کرد کتابی بود در زمینه بانک‌داری بدون ربا، که نام عربی آن، «البَنکُ اللّارَبَوی فی الإسلام» بود. این کتاب هم مبنایی شد برای شکل‌گیری و تأسیس نوع جدیدی از بانک‌ها در سطح جهان، که به آنها بانک اسلامی یا بانک بدون ربا گفته می‌شود.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شهید صدر که تحقّق آرزوها و آرمان‌های تمامی عمر خویش را تجلّی‌یافته در این انقلاب و حکومت ناشی از آن یعنی جمهوری اسلامی می‌دید به نگارش کتاب‌هایی با نام «الإسلامُ یَقودُ الحیاة» (اسلام، زندگی را رهبری می‌کند.) پرداخت و سه جلد از این مجموعه کتاب‌های کم‌حجمِ شش جلدی را هم به بحث‌های اقتصادی متناسب با نیاز یک حکومت اسلامی که قرار است همه قوانین و مقرّرات آن بر اساس شریعت اسلامی تدوین گردد و اسلام در همه بخش‌ها و ارکان آن، جاری شود، اختصاص داد.

جالب آن‌که آقای صدر در یکی از همین سه جلد [کتاب اقتصادی از مجموعه کتاب‌های الاسلام یقود الحیاة] ، بار دیگر درباره بانک‌داری اسلامی، البته با این پیش‌فرض که قرار است این بانک در کشوری با حکومت اسلامی و با حاکمیّت قوانین اسلام فعالیت نماید، نظریه پردازی می‌کند و تا حدود زیادی به پرسش‌های این حوزه پاسخ می‌دهد و راه‌کارهای عملی در این زمینه ارائه می‌کند.

البته در دوره اخیر هم پژوهش‌های کاربردی و ارزشمندی درباره بانک‌داری اسلامی انجام شده و کتاب‌هایی هم منتشر شده است که از جمله، کتابی است تحت همین عنوان – بانک‌داری اسلامی – نوشته جناب حجت الاسلام آقای سید عباس موسویان. آقای موسویان علاوه بر کتاب نام‌برده، کتب و مقالات پرشماری درباره اقتصاد اسلامی دارد که یکی دیگر از کتاب‌های وی، «كليات نظام اقتصادى اسلام» نام دارد.

مراکز مختلف و انتشار کتب و مجلاتی در زمینه اقتصاد اسلامی

الآن بحمدالله مراکز زیادی در کشورهای مختلف، این بحث را دنبال می‌کنند. امّا در ایران، می‌توان از «پژوهشگاه حوزه و دانشگاه» که در اوائل انقلاب و در دوره انقلاب فرهنگی، با نام «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» کار خود را آغاز نمود به عنوان نخستین نهادی یاد کرد که به دنبال بازسازی علوم انسانی و اجتماعی به نحوی که با اندیشه اسلامی و فرهنگ بومی تضادّ و تعارضی نداشته باشند و حتی در پی ارائه علوم مختلف بر مبنای اسلام، همچون علوم اجتماعی اسلامی، روان‌شناسی اسلامی، علوم سیاسی اسلامی، علوم تربیتی اسلامی، مدیریت اسلامی و همین‌طور، اقتصاد اسلامی بوده است.

از قضا، جزء اولین منشورات این دفتر، کتابی بود با عنوان «درآمدی بر اقتصاد اسلامی». چند سال بعد همان کتاب را اصلاح کردند، ارتقا بخشیدند و جنبه اقتصادی آن را در مقابل جنبه حقوقی‌اش، تقویت نمودند و آن را با نام «مبانی اقتصاد اسلامی» منتشر ساختند. تا جایی که از اسامی نویسندگان این دو کتاب – درآمدی [بر اقتصاد اسلامی] و مبانی [اقتصاد اسلامی] – در خاطرم مانده است، پژوهشگران محترم، آقایان حسن آقانظری، غلامرضا مصباحی، پرویز داودی و دیگران بودند.

طبعاً در سال‌های بعد این روند، عمق و گسترش بیشتری یافت و تاکنون کتاب‌ها و مقالات فراوانی از گروه اقتصاد این مرکز نشر یافته است.

مرکز دیگر در ایران، «پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی» است که به همراه مراکز و مؤسسات وابسته‌اش کتاب‌های متعدّد و خوبی در زمینه اقتصاد اسلامی و موضوعات مختلف اقتصادی از دید مکتب اقتصادی اسلام، منتشر ساخته است که یکی از آنها کتاب سه جلدیِ «نظام اقتصادی اسلام» نوشته حجت الاسلام سید حسین میرمعزّی است.

تا یادم نرفته، این را هم اضافه کنم که دو مرکز پیش‌گفته – پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی – هر کدام یک مجله علمی – پژوهشی در زمینه اقتصاد و اقتصاد اسلامی هم منتشر می‌کنند؛ [با نام‌های «جُستارهای اقتصادی» و «اقتصاد اسلامی»] که مقالات ارزنده‌ای را در این حوزه عرضه می‌کنند.

مراکز دیگری هم هستند مانند مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) که ظاهراً چند کتابی در این زمینه چاپ کرده است یا فرهنگستان علوم اسلامی قم – یادگار استاد فرزانه، مرحوم آقا سید منیرالدین حسینی هاشمی – که آن‌جا هم حرف‌هایی برای گفتن دارد که به صورت جَسته و گریخته در جاهای مختلف، دیده و شنیده‌ام. گر چه با خود آن مرحوم هم در این زمینه گفتگوهایی داشته‌ام و ... .

دانشمند گرامی، جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای مهدی هادوی تهرانی هم مؤسسه‌ای دارد به نام خانه خِرَد. یکی از کتاب‌های این مؤسسه که طبعاً نوشته خودِ آقای هادوی هم هست کتابی است با عنوان «مکتب و نظام اقتصادی اسلام» که مطالعه آن را هم توصیه می‌کنم.

مؤلّف کتابی درباره اندیشه‌های اقتصادی در نهج البلاغه‌

امّا از این چند مرکز که بگذریم، نویسندگان و محقّقان متعدّدی را می‌توانیم بیابیم که به صورت آزاد به فعّالیت علمی و پژوهشی درباره موضوعات و مسائل اقتصادی، چه به صورت خُرد و چه به صورت کلان، از دیدگاه اسلام و در چارچوب مبانی و منابع اسلامی می‌پردازند و آثار خوبی هم دارند که برای نمونه علاقمندم از جناب آقای دکتر سید محسن قزوینی حائری نام ببرم. ایشان کتابی به نام «الفكر الاقتصادي في نهج البلاغة» نوشته که این کتاب به فارسی ترجمه شده و بنیاد نهج البلاغه آن را منتشر کرده است.

آقای دکتر قزوینی با سه نام خانوادگی مختلف شناخته می‌شود و هر کدام از آثارش نیز با یکی از این نام خانوادگی‌ها منتشر شده است! این نام‌های خانوادگی عبارتند از موسوی، قزوینی و حائری. بنده این توفیق را داشته‌ام که به واسطه آشنایی دیرینه با آقازادگان ارجمند ایشان که جوانانی متدیّن و تحصیل‌کرده هستند، با ایشان نیز از نزدیک آشنا شوم و از مراتب تعهّد و نیک‌سیرتی و نیز دانش بالای وی اطلاع یابم.

ایشان هم استاد و پژوهشگر توانایی است و هم نویسنده موفّقی به شمار می‌رود و قلم بسیار خوبی به زبان عربی دارد و بالتّبع، آثار نسبتاً زیادی هم از او، در کشورهای مختلف، به ویژه لبنان به طبع رسیده است.

البته ایشان تا همین چند سال قبل، ساکن ایران بود و در دانشگاه‌های این‌جا تدریس می‌کرد ولی با سقوط صدام، بدون هیچ فوت وقت به زادگاه خود – کربلای معلّا – بازگشت و با تحمّل همه تنگناها و حتی با به جان خریدن خطرات جانی، جزء نخستین شخصیت‌های برجسته دانشگاهی بود که خود را به عراق رساند؛ تا آرزوی دیرینه‌اش مبنی بر تأسیس یک دانشگاه بزرگ در شهر کربلا را محقّق سازد.

وی پس از بازگشت به عراق، علاوه بر کسب آراء مردم و حضور در مجلس ملّی عراق و شرکت در تدوین قانون اساسی این کشور، به لطف خدا توانست با جهاد جانی و مالی خود، در زمان کوتاهی دانشگاه باشکوهی به نام «جامعة أهل البیت (ع)» را در شهر کربلا راه‌اندازی کند. در حال حاضر دانشجویان فراوانی در این دانشگاه مشغول تحصیل هستند. جالب آن‌که وی رشته‌هایی را در این دانشگاه، تأسیس کرده است که تا پیش از این و در زمان حکومت بعثی‌ها، شیعیان عراق از تحصیل در آنها محروم بودند؛ همانند رشته حقوق. این دانشگاه که رسماً، اگر درست یادم باشد، در سال 2003 میلادی در کربلا تأسیس شد، در واقع، اولین دانشگاه خصوصی عراق است که از وزارت آموزش عالی این کشور مجوّز گرفته است.

چندی پیش که – جایتان خالی – سفری چند هفته‌ای به کشور عراق داشتم حدود یک هفته هم در شهر مقدّس کربلا، آستان‌بوس حرم باصفای حسینی و عباسی بودم. در یکی از روزهای اقامتم در کربلا، به دعوت آقای قزوینی به دانشگاه اهل بیت (ع) رفتم و ضمن بازدید از قسمت‌های مختلف آن، در سمینار بررسی شکل نظام سیاسی در عراق که به وسیله دانشکده حقوق این دانشگاه برپا شده بود هم شرکت کردم.

بگذریم، مقصود آن‌که کتاب ایشان که به نام اندیشه یا اندیشه‌های اقتصادی در نهج البلاغه، به فارسی ترجمه و چاپ شده است هم، برای علاقمندان به مطالعه درباره اقتصاد اسلامی، به ویژه دیدگاه‌های اقتصادی امیرالمؤمنین علی (ع) از دریچه و در محدوده کتاب نهج البلاغه، می‌تواند سودمند باشد. فقط باید توجه داشته باشید که سبک و سیاق این کتاب با کتاب‌هایی که پیش از این نام برده شد متفاوت است.

پاسخ‌گویی به کتاب‌دوستان در وقت اضافه!

خُب، در هر جلسۀ پرسش و پاسخی که در دانشگاه‌های مختلف داریم معمولاً جواب یک یا دو سؤال، به دلایل و جهات گوناگون، طولانی‌تر از بقیه می‌شود و حالا خواسته یا ناخواسته، این جواب، همان جواب طولانی جلسۀ امروزمان شد؛ الخیر فی ما وقع. در ادامه جلسه سعی می‌کنم هم جواب‌های کوتاه‌تری بدهم و هم مطالب را با سرعت بالاتری عرض کنم تا لااقل امکان پاسخ‌گویی به بخش زیادی از سؤالات شما فراهم شود. گر چه معمولاً بعضی از پرسش‌ها تکراری است و من از یکی دو نفر از دوستان دست‌اندرکار می‌خواهم تشریف بیاورند این‌جا [کنار میز سخنران] و یک دور سریع، باقی‌مانده برگه‌های سؤال را ببینند و سؤالات تکراری را کنار بگذارند. ولی به هر حال بنده پس از پایان جلسه هم تا هر وقت که لازم باشد می‌ایستم و جواب‌گوی سؤالات خواهران و برادران عزیزِ خودم هستم؛ شماره تماس و ایمیلم را هم در اختیارتان می‌گذارم که باب گفتگو همچنان مفتوح باشد؛ إن‌شاءالله.